این روز ها که با شدت برق و باد می گذرندو امان از من گرفته اند بیگاری پیشه کرده ام کسب و کارم بد نیست زیرا تا بخواهی فرصت برای بیگاری کردن است و دلیل برای آن.
صبح می روم و شب با خستگی فراوان باز می گردم به امید اینکه ماه آینده برنامهی منظمی خواهم داشت و کمی هم به خودم خواهم رسید.در بخش مراقبت های ویژه و یا ICU مشغول به کار شده ام بخش سختی که اسمش مو به تن بیماران سیخ می کند به این دلیل که آن را قدم اول برای به آن دنیا رفتن می دانند!!!!! اما اصلا این طور نیست به قول بیماری تا افرادی مثل ما مشغول به کارند همه باید نه تنها خوب شوند بلکه باید بهتر شوند.
مدتی است دوستان را ندیده ایم و سفری نیز نرفته ام .دلم هوس هردو را دارد. در ماه های آینده اوضاع بهتر خواهد شد.