زنان در ۵۰ سال گذشته تغییرات زیادی را تجربه کرده اند که می توان گفت که بیش از نیمی از آنها مثبت بوده ولی هرقدر بیشتر در این مورد فکر می کنم می فهمم که با وجود چشمگیر بودن آن ها اما همچنان کافی نیستند. به حتم باید بیشتر تقویت می شدند اما این فرصت به آن ها داده نشده و سرکوب شده اند .من معتقدم که این تغییرات به وسیله ی هیچ حکومتی شروع نشده بلکه زمان خود آغاز گر آن بوده به این دلیل که بعضی افراد تصور می کنند که این حکومت فعلی یکسری تحولات را در وضعیت زنان ایجاد کرده است در صورتیکه من فکر می کنم هر دولت دیگری نیز در این زمان بود ما شاهد این تحولات می بودیم.
وقتی پای صحبت دو نسل پیش می نشینم می بینم که در کمتر از ۵۰ سال چقدر طرز فکرها در مورد زنان تغییر کرده .مادر بزرگم در مورد زمانیکه یک دختربچه بود می گفت که درس خواندن یک دختر در آن زمان به معنی وقت تلف کردن بود . خانواده ها نمی گذاشتند دختر ها به مدرسه بروند اگر هم با اصرارقبول می کردند فقط آنها حق داشتند تا ششم بخوانند. آن نسل مادران مارا بزرگ کردند اما با دیدگاهی ملایم تر به ایم معنی که دختر می توانست دیپلم بگیرد و بعد سریعا باید ازدواج می کرد.اما نسل ما که نسل سومی به حساب می آییم چیر دیگری را تجربه کرده است یعنی تحصیل نکردن= عقب ماندن در جامعه.
این موضوع از این جهت برای من مهم است که شاید بتوانم با این مقایسه ها پیش بینی کنم که زنان نسل های بعدی با وجود این محدودیت ها چه وضعی خواهند داشت.شاید امتیازاتی را کسب کنند که الان به نظر ما غیر قابل حصول باشد . اما به طور قطع وضعیت آنها از ما بهتر خواهد بود.
