تبليغاتX
سیب کال

سیب کال

 سال نو بر همه ی شما مبارک باد .امیدوارم به همه ی آرزوهایتان در این سال برسید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 21:9  توسط سعیده  | 

دیروز بعد از دو هفته انتظار و برنامه ریزی ، اولین بخش از سری تهرانگردی هایمان انجام شد. همراهانمان بسیار عالی بودند وهوا بسیار مطبوع بود .در کل می توانم بگویم که بسیار به من خوش گذشت.

این برنامه را از میدان بهارستان شروع کردیم  و از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲:۳۰ به ترتیب از مسجد سپهسالار ، چنار ۷۸۰ ساله ی امامزاده یحیی( در محله ی عودلاجان قدیم قرار دارد) ،اولین ایستگاه ماشین دودی ، سر قبر آقا (محل دفن خاندان امام جمعه ی زمان قاجار) ، کاروانسرای خانات،کلیسای طاطاووس( البته به دلایلی امکان ورود نداشتیم) ، بقعه ی سید اسماعیل و مسجد شاه دیدن کردیم و در انتها نیز با ناهار لذیذی از خود پذیرایی کردیم . البته لازم به ذکر است که جای تمام دوستان   خالی بود.

چنانچه فردی اطلاعات بیشتری در مورد هر یک از این مکان ها خواست ، کافی است به من میل بزند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 20:53  توسط سعیده  | 

از این بدتر چیزی نیست که وقتی فکر می کنی همه چیز روبه راهه یک دفعه مشکلات سر برسند و مجبور شوی دوباره شروع کنی دوباره از اول و باز هم تکرار . خیلی ناراحتم یعنی من لیاقت نداشتم بهتراز این نصیبم بشود یا کم تلاش کردم در مورد دومی می دانم که تمام سعی ام را کرد ه ام پس چرا نشد؟چرا؟چرا؟

حالا زانوی غم به بغل گرفتم که چه کار کنم و په جوری به بقیه بگویم. عیدم خراب شد .آره حقمه چون خنگ بازی در آوردم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 20:5  توسط سعیده 

اگر یک ماهی بخواهد چیز های جدیدی را تجربه کند  باید بر خلاف بقیه ی ماهی ها شنا کند .بدین منظور باید اول از همه شناگر خوبی باشد وبعد از آن باید قوی باشد چون علاوه بر خطرات محیط جدید ٬  چیز های دیگری نیز او را اذیت خواهند کرد مثل ماهی های گروهی که خودش در آن زندگی می کند.به طور قطع آن ها خواهند گفت که نمی توانی از ما دور بشوی چون هیچ کس تا به حال نتوانسته و این کار از نظر آن ها غیر قابل انجام خواهد بود .شاید آن ها می ترسند و نگران آن ماهی هستند اما من معتقدم که آن ها بیشتر نگران خودشان هستند زیرا که اگر آن ماهی موفق شود تمام ساختارهای  ذهنی اشان بهم خواهدخورد و خود را احمق می یابند که این مدت تابع یک سری عقاید پوچ بوده اند .در هر صورت سعی خواهند کرد که او را منصرف کنند .

در اینجا نیاز به داشتن   یک شخصیت قوی احساس می شود که تمام آن حرف ها را کنار بگذارد و  راه خودش را انتخاب کند.ممکن است آن مسیر انتخابی کاملا اشتباه باشد اما دست کم خود او آن را انتخاب کرده .

ما مثل ماهی  ها هستیم(البته یک مقداری متفاوتیم) در اکثر موارد اگر بر خلاف جامعه حرکت کنیم  خرد خواهیم شد ولی اگر در مسیر آن حرکت کنیم در آن هضم خواهیم شد حتی اگر با اصول فکری ما سازگار نباشد.سوالی در اینجا مطرح می شود که کدامیک بهترخواهد بود حل شدن در جامعه یا در تضاد بودن با آن؟

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 13:31  توسط سعیده  | 

به نظر من روز تولد  مهم ترین چیزی  است که برای هرکس در طول سال اتفاق می افتد و در واقع یک سال نو شخصی است. اگر روز تولدتان را مبدا یک سال قرار دهید بهتر می توانید در مورد سالی که گذرانده اید قضاوت کنید و بهتر ازآن این است که راحت تر می توانید برنامه ریزی کنید .دقیقااین همان کاری است که من می کنم .

البته اینجا جایی برای اعتراف کردن نیست اما بدم نمی آید یک مقدار از خودم تعریف کنم و همین طور خودم را نکوهش کنم. اگر بخوام به فعالیت های غیر درسی ام نمره بدهم(در مقیاس ۰ تا۱۰) فکر میکنم نمره ی ۸ مناسب ترین نمره است اما به درس خواندنم نمره ی ۵ می دهم .حالا به سراغ نمره ی اخلاق می روم که فکر می کنم کمتر از ۵ خواهم گرفت چون به نظرم در این سال که گذشت بد اخلاق٬ زود رنج و یک مقداری حسود بوده ام .سومین صفت را به تازگی در خودم کشف کرده ام و هم اکنون در حال مبارزه با آن هستم(تا آخرین قطره ی خونم!) چون معتقدم حسادت یکی از ویران کننده ترین چیز هاست و اگر با آن نجنگید میتواند روح را مانند موریانه بجود.

به هر حال امروز روز شروع سال نو من است و باید خودم را برای تغییر و تحولات سال جدیدم آماده کنم.

از همه ی کسانی که به یاد من بودند و نبودند سپاسگزارم  همه ی شما را در خوشحالی خودم شریک می دانم مطمئن باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 20:18  توسط سعیده  |