عادت به نوشتن نقد در موردی فیلم یا تئاتری که دیدم رو ندارم ولی این بار به دلیل رنجی که برای دیدن این تئاتر یعنی کرگدن متحمل شدیم خودم رو مجبور کردم که چند خطی بنویسم.
این روزها متاسفانه یا خوشبختانه دیدن یک تئاتر خوب بسیار سخت است از ابتدا یعنی خرید بلیط تا حتی دیدن آن باید خودتون رو به صبور بودن تشویق کنید چون کار هر کسی نیست که ساعت ها در سرما برای گرفتن بلیط در صف بایستد اون هم تازه بلیط بدون صندلی .
دیروز بعد از کلی سختی کشیدن وقتی که به جلوی گیشه رسیدیم احساس غرور و پیروزی می کردم و زمانی این احساس بیشتر شد که بلیط بدون صندلی خودمون رو در دست داشتیم و جلوی مردمی که در انتظار بودند راه می رفتیم. می دونم این خیلی بدجنسی بازی ولی هدف ما بسیار متعالی تر بود٬ می خواستیم که بهشون امید یک پیروزی بزرگ رو بدیم!
دو زانو روی زمین نشستن هم عالمی دارد اون هم به مدت دوساعت.به هر حال ما نمایش رو دیدیم به هر سختی که بود ولی همونطوری که آدم نمای پارانوئیدی گفته "به هیچ عنوان اگر آخرین تاتر دنیا هم برگزار بشه دیگه بیلیت بدون صندلی نگــــــــــــــــــــــــــــــیریم… حتی اگه کرگدن باشه."*
* منبع:blog.alotfi.com