تبليغاتX
سیب کال

سیب کال

این روز ها که با شدت برق و باد می گذرندو امان از من گرفته اند بیگاری پیشه کرده ام کسب و کارم بد نیست زیرا تا بخواهی فرصت برای بیگاری کردن است و دلیل برای آن.

صبح می روم و شب با خستگی فراوان باز می گردم به امید اینکه ماه آینده برنامهی منظمی خواهم داشت و کمی هم به خودم خواهم رسید.در بخش مراقبت های ویژه و یا ICU مشغول به کار شده ام بخش سختی که اسمش مو به تن بیماران سیخ می کند به این دلیل که آن را قدم اول برای به آن دنیا رفتن می دانند!!!!! اما اصلا این طور نیست به قول بیماری تا افرادی مثل ما  مشغول به کارند همه باید نه تنها خوب شوند بلکه باید بهتر شوند.

مدتی است دوستان را ندیده ایم و سفری نیز نرفته ام .دلم هوس هردو را دارد. در ماه های آینده اوضاع بهتر خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 15:22  توسط سعیده  | 

دیروز موبایلم و امروز کیف پولم.من چم شده!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 21:6  توسط سعیده 

زمان زود تر از آن چیزی که فکر می کنم می گذرد چهار سال دانشگاه و حالا محیط کار. محیطی متفاوت که در دانشگاه چیزی در مورد آن یاد داده نمی شود و پر است از زیر آبی رفتن ها.

یکشنبه به طور رسمی کارم را در بیمارستان " شفا" آغاز کردم .نگران بودم اما حالا نیستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 20:16  توسط سعیده  | 

امروز خبر ازدواج دختر همسایه من را شوکه کرد نه فقط به خاطر همسن بودنم با او بلکه به این خاطر که شنیده ام مادرش به تعداد خواستگارهای دخترک افتخار می کند و دخترک از بین خواستگارهایی که شاید تنها نیم نگاهی به آن ها کرده باشد یکی را بعنوان همدم خود تا آخر عمر انتخاب کرده است.

بارها از خودم سوال کرده ام چه طور ممکن است با وجود تجربه ی معایب  اثبات شده ی ازدواج سنتی باز هم گروهی از افراد که بعضا تحصیلکرده نیز هستند تن به این نوع ازدواج می دهند و با کسی پیمان زندگی مشترک می بندند که شمسی خانم ها یا قدسی خانم ها سفارشش را کرده اند!!! آیا تنها تعریف ها و تمجیدهای بقال ٬ کاسب کار ٬ همسایه و حتی پدر و مادر می تواند پایه و اساس یک تصمیم بزرگ باشد؟ تنها می دانم که معیار های "خوب بودن افراد" با هم اگر هم تفاوت های کلی نداشته باشد اما تفاوت دارد.

جای تعجب است دختری که چهار سال از عمر خود را صرف گرفتن مدرکی کرده است به همه ی سرمایه ی خود پشت پا بزند و خانه نشین شود .آیا او می تواند قبول کند بعنوان یک فرد که هویت مشخص دارد برای خریدن کوچکترین چیزی از شوهر خود درخواست پول کند؟ البته مساله ی اصلی این موضوع نیست ولی  از نظر من بازهم اهمیت زیادی دارد .

 می خواستم تمام این سوالات را از دخترک بپرسم اما مثل اینکه کمی دیر شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 18:35  توسط سعیده  |